X
تبلیغات
رایتل
Daeezadeh

Loading ...

Daeezadeh

وبلاگ شخصی کاوه دایی زاده

تعداد بازدیدکنندگان : 279831

Search Engine Optimization

SocialTwist Tell-a-Friend
سلام دوستان
با استـفاده از کـادری که در زیر مشاهــده
می فرمــاییـد، می توانـید از طـریق ایــمیل
 Yahooیا Gmail خود، به جمع دوستانم
دراین وبلاگ بپیوندید!            متشکرم...

Add to Google

free counters
آرشیو
موضوع بندی
موضوع بندی
موضوع بندی
Powered By: Blogsky.com
دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1385
شعری از ایرج میرزا

سلام.

شعری از ایرج میرزا نامدار به جلال الملک


ابلیس شبی رفت به بالین جوانی
آراسته باشکل مهیبی سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

 

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

 

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را

 

لرزید ازین بیم جوان بر خود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را

 

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

 

لکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد

می نوشم و با وی بکنم چاره شر را

 

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

 

ای کاش شود خشک بن تاک خداوند

زین سایه شر حفظ کند نوع بشر را


عناوین آخرین یادداشت ها