Loading ...

Daeezadeh

وبلاگ شخصی کاوه دایی زاده

تعداد بازدیدکنندگان : 91254

Search Engine Optimization

Add to Google

تیر 1387
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
آرشیو
موضوع بندی

Powered By: Blogsky.com
دوشنبه 31 تیر ماه سال 1387
تسلیت درگذشت خسرو شکیبایی...

درگذشت خسرو شکیبایی را به اهل هنر و ملت ایران تسلیت عرض می کنم.

روحش شاد...


یکشنبه 16 تیر ماه سال 1387
آیا هنوز آمدنت را بهار کم است؟

سلام،

عطر حضور شما...
شعری زیبا از محمد علی بهمنی،
با دکلمه پرویز پرستویی
از آلبومی از مرحوم ناصر عبدالهی با نام عشق است...


نمیرنجم اگر باور نداری عشق نابم را
که عاشق از عیار افتاده در این عصر عیٌاری
صدایی از صدای عشق خوشتر نیست، حافظ گفت
اگر چه بر صدایش زخمها زد تیغ تاتاری

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من. نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو مینویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیه غزلهای من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دلخوشی خوابها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بهار کم است؟

حیف از این روز که بی عشق . شب آمد . ای عشق...


چهارشنبه 12 تیر ماه سال 1387
میشه از عشق تو گفت...

سلام.

شعری زیبا از مسعود فردمنش...


اگه از عشق میشه قصه نوشت
میشه از عشق تو گفت
میشه با ستاره های چشم تو
مغرب نو مشرق نو برپا کرد
میشه از برق نگات
خورشید و خاکستر کرد
میشه از گندمیای سر زلفت
یه عالم شعر نوشت
آره
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
آره از عشق تو مردن داره
میشه از عشق تو مرد و
دیگه از دست همه راحت شد
میشه از عشق تو مرد و
دیگه از دست تو هم راحت شد
آره
از عشق تو دیوونگی هم عالمیه
اگر از عشق میشه قصه نوشت
میشه از عشق تو گفت...


جمعه 10 خرداد ماه سال 1387
خود شیفتگی..!

سلام٬

{تولدم مبارک}


دیروز٬ نهم خرداد٬ تولدم بود...


دوشنبه 6 خرداد ماه سال 1387
Do you believe in life after love

سلام.

متن ترانه ای از Cher با نام Believe:

Cher


After love, after love (repeat)s
No matter how hard I try
You keep pushing me aside
And I can't break through
There's no talking to you
So sad that you're leaving
Takes time to believe it
But after all is said and done
You're going to be the lonely one,s
Ohh Oh

Chorus :s
Do you believe in life after love
I can fel something inside me say
I really don't think you're strong enough, No
Do you believe in life after love
I can feel something inside me say
I really don't think you're strong enough, No

What am I supposed to do
Sit around and wait for you
And I can't do that
There's no turning back
I need time to move on
I need love to feel strong
'Cause I've had time to think it
through
And maybe I'm too good for you Ohh
Oh

[Chorus]

But I know that I'll get through this
'Cause I know that I am strong
I don't need you anymore Oh I don't
need you anymore I don't need you
anymore No I don't need you
anymore

[Chorus] till fade


یکشنبه 1 اردیبهشت ماه سال 1387
جان جهان دوش کجا بوده ای؟
سلام٬

جان جهان
شعر از مولانا
با صدای محمدرضا شجریان
جان جهان دوش کجا بوده ای
نی غلطم در دل ما بوده ای
آه که من دوش چه سان بوده ام
آه که تو دوش که را بوده ای
رشک برم کاش قبا بودمی
چون که در آغوش قبا بوده ای
زهره ندارم که بگویم ترا
بی من بیچاره کجا بوده ای
آینه ای رنگ تو عکس کسی است
تو ز همه رنگ جدا بوده ای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بوده ای
رنگ تو داری که ز رنگ جهان
پاکی و همرنگ بقا بوده ای
آیینه ای رنگ تو عکس کسی است
تو ز همه رنگ جدا بوده ای

سه شنبه 20 فروردین ماه سال 1387
Hello...  Is it me you're looking for

سلام دوستان.

ترانه زیبای Hello از Lionel Richie.

Lionel Richie


I've been alone with you
Inside my mind
And in my dreams I've kissed your lips
A thousand times
I sometimes see you
Pass outside my door
Hello!s
Is it me you're looking for?s
I can see it in your eyes
I can see it in your smile
You're all I've ever wanted
And my arms are open wide
Because you know just what to say
And you know just what to do
And I want to tell you so much
I love you

I long to see the sunlight in your hair
And tell you time and time again
How much I care
Sometimes I feel my heart will overflow
Hello!s
I've just got to let you know
Because I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely?s
Or is someone loving you?s
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying I love you

Hello!s
Is it me you're looking for?s
Becuase I wonder where you are
And I wonder what you do
Are you somewhere feeling lonely?s
Or is someone loving you?s
Tell me how to win your heart
For I haven't got a clue
But let me start by saying I love you...s


پنجشنبه 1 فروردین ماه سال 1387
تبریک سال نو:

سال نو مبارک!


سه شنبه 30 بهمن ماه سال 1386
دف را بِدف!

سلام.

DafDafDafDAF

شعری زیبا از رضا براهنی

درباره براهنی: نویسنده کتاب های متعدد در زمینه رمان، نقد ادبی و شعر. درسال 1304 درتبریز به دنیا امده است. دکتری ادبیات انگلیسی دارد. دردانشگاه تهران و دانشگاه های امریکا ادبیات معاصر تدریس کرده است. دارای بیش از چهل کتاب چاپ شده است از جمله هفت رمان، پانزده مجموعه شعر و بیش از ده جلد کتاب نقد و نظریه ادبی است. هم اکنون دکتر براهنی استاد دانشگاه تورونتو کانادا و رئیس انتخابی اسبق کانون نویسندگان کاناداست . اثار براهنی به زبان های انگلیسی المانی، فرانسه، عربی، ترکی، اسپانیولی ترجمه شده است براهنی در تاریخ معاصر در قدوقواره بسیار بلندی ظاهر شده است. دانش بسیار وسیعش، نقدهای فراوان و عمیقش، رمان های بزرگ و مشهورش، شعر ها و تئوری های ادبیش او را به چهره ای شاخص تبدیل کرده است. علاوه بر این براهنی یک فعال اجتماعی سیاسی در داخل و خارج کشوربوده است. او در سال 1347 از اولین موسسان کانون نویسندگان ایران بود. در سال 1353 به خاطر حمایت از مخالفان در زمان شاه دستگیر و زندانی و شکنجه شد. بعد از یکسال ازاد شد و به امریکا رفت و رئیس کمیته برای ازادی هنر و اندیشه در ایران شد. همزمان با انقلاب به ایران برگشت و فعالیت های خود را ادامه داد. او در تشکیل مجدد کانون نویسندگان ایران نقش بسزایی داشت.
همچنین وی برنده جایزه ادبی یلدا (1384) به عنوان یک عمر فعالیت فرهنگی در زمینه نقد ادبی نیز هست.


دف را بزن! بزن! که دفیدن به زیر ماه در این نیمه شب، شب
دفماهها
فریاد فاتحانه ی ارواحِ هایهای و هلهله در تندری ست که میآید
آری، بِدف! تلالوِ فریاد در حوادث شیرین، دفیدنی ست که
میخواهد فرهاد
دف را بِدف! که تندرِ آینده از حقیقت آن دایره، دمیده، دمان است
و نیز دمان تر باد!
دف در دفِ تنیده و، مه در مهِ رمیده، خدا را بِدف! به دف روحِ
آسمان، به دف روحِ من بِدف!
شب، بعد از این سکوت نخواهد دید
من، بعد از این شب توفانی
تا صد هزار سال نخواهم خفت
شب را بِدف! دفیدنِ صدها هزار دف!
مهتاب را
با روح من بِدف! دف خود را رها نکن، تو را به لذت این لحظه
میدهم قسم، دفِ خود را رها
نکن!

ای کردِ روح!
گیسو بلند!
قیقاج ــ چشم!
ابرو کشیده سوی معجزه ها، معجرِ هوس!
خشخاش ــ چشم!
خورشید ــ لب!
دزدِ هزار آتش، ای قاف! ای قهقهِ گدازه ی مس در تب طلا،
دفدفدفِ تنورِ تنم را بدف! دف خود
را رها نکن!

سیاره هایِ دف
در باغهای چلچله میکوبند
دفدفددفددف
از این قلم
چون چشم تو
خون میچکد
دفدفددف

یک زن که در سواحل پولاد میدوید
فریاد زد: خدا، خدا، خدا تو چرا آسمان تهران را از یاد برده ای؟
دف صورت طلایی ماه تمام را از آسمان به زن ایثار کرد

دفدفددفددف
دفدفددفددف
دفدفددفددف

محبوب من!
ای آسمان!
زنمردِ روح!
راز ترنج!
خشخاش ــ چشم!
دفدفدفِ تنور تنم را بِدف!
ای کردِ روح!
کرکوک را به صولت فریاد خود بکوب،
بر کوه قاف!
دفدفددف
دفدفددف
سیمرغ جان، بِدف! دفِ البرز را بدف! دفینه ی ارواحِ سنگ را بیدار کن! البرز را بیدار کن!
دفدفددف
دفدفددفددف
ارواحِ سنگ گشته ی اجداد خواب را بیدار کن!
سیمرغ جان!
بیداد کن!
دفدفددف
دفدفددفددف
دفدفددفددفددفدف

وقتی که بر صحاریِ یاقوتی
دفدفد فست که میکوبد
طالع شوید بر من و بر شانه های من،
ای سینه های دف!
دفدفدفست که میکوبد
انگشتِ ارغوان
با مشتی از
عطر و عسل
دفدفدفست
دفدفدفست که میکوبد
من ساحلم
امواج
دفدفدفست که میکوبد
خاکم
سمِ ستور
دفدفدفست که میکوبد

روح قدیم قونیه در زیر خاک، آتش گرفته، قونیه بر شانه های خاک،
چون ارغوان و لاله
دمیده ست
دفدفدفست که میکوبد
بر قونیه

آه ای جوان!
ای ارموی!
ای روحِ دم زدن!
دفدفدفست که میکوبد
بر مولوی

بر دشتهای شادِ برشته نوشته است
تبریز،
شمس را
ای ارموی!
ای بابِل جوان زبانهای اولین
روح قدیم قونیه در زیر خاک، آتش گرفته، قونیه بر شانه های خاک،
چون ارغوان و لاله
دمیده ست
دفدفدفست که میکوبد
بر قونیه

باد از کمرکش سبلان میزند اریب و، به دریاچه ای که بر آن قوم
ماد اتراق کرده است، فرو
میریزد
دفدفدفست که میکوبد
خورشیدی از سهندِ سحرخیز میزند چشمک، بر قله های منتظر
کوه ماد، به الوند
زرتشت شرقهای کهن در میان ماست
دفدفدفست که میکوبد
بر بامهای ما

شیر شتر
بر بام ظهر
شطحِ شراب
بر قامت زبان
دفدفدفست که میکوبد
دریایِ زنبق است که بر پشت بام ما
بیتوته میکند
دفدفدفست که میکوبد
روی هدف
دفدفدفست که میکوبد
دفدفدفست
دفدفدفست
دفدفدفست که میکوبد

آه، ای جوان! اجازه بده تا ببوسمت!
آن حنجره
بوسیدنی ست
ای ارغوان!
آه، ای جوان!
مشتِ عسل!
عطر و عسل!
بوسیدنی!
ای حنجره
ای ارغوان!

دفماهِ من به د‌ور جهان چرخ میزند
در پشت دف
ماهِ تمام
ماهِ تمام
ماهِ تمام
دفدفدفست که میکوبد
اشک و عسل!
رطلِ شراب!
ای آبشار!
دفماهِ من به دور جهان چرخ میزند
دفماهِ من
زنمردِ من
روی هدف!
روی هدف!

دف را بزن! بزن! که دفیدن به زیر ماه در این نیمه شب، شبِ
زرتشت شرقهای کهن در میان ما
فریادِ فاتحانه ارواحِ هایهای و هلهله در تندری ست که میآید
دفماهِ من به دور جهان چرخ میزند
دفهای نور، هاله ی سیاره های سر
از آسمانِ حیرت گردنها
از شانه های شاد تجلی ها
سر میپرد
سر میجهد
سر را
دف میزند
دف را
سر میزند
شمشیر دفدفست که سرهای خلق را
از بیخ میزند
سر میزند
دف میزند
آه، ای جوان!
ای ارغوان!
آن حنجره
بوسیدنی ست!
بوسیدنی!
سر میزنی!
شمشیر دفدفست که سرهای خلق را
از بیخ میزند
دف میزنی؟
سر میزنی؟

گردنکشانِ سرخ جدا از سر
گردنکشانِ معجزه، در راههای دور
رنگین کمانِ حیرتِ دفدفدفست که میکوبد را
با خویش میبرند
در رهگذار باد، هزاران ستاره نیز
دفدفدفست که میکوبد را
فریاد میزنند
آنک ستاره ها همه سیاره های سر
سیاله ی طراوتی از شیوه های دف، دفدفدفست که میکوبد،
میبارد
دف مثل مخملی ست که با سحرش
سیاره های عاشق و شیدا را
پوشانده است

دورت بگردم، اِی دفِ دیوانه، اِی دفِ دیوانه، دفدفِ دیوانه، اِی ی ی
ی . . .
دورت بگردم، اِی دفِ دیوانه، اِی ی ی ی . . .
دورت بگردم، اِی دفِ دیوانه، اِی دفِ دیوانه، دفدفِ دیوانه، اِی ی ی
ی. . .
اِی ی ی ی . . .
اِی ی ی ی . . .
دورت بگردم، اِی دفِ دیوانه، اِی ی ی ی . . .
اِی ی ی ی . . .

(۱۹ فروردین ۶۸ تهران)

سه شنبه 23 بهمن ماه سال 1386
سالروز تولد وبلاگ دایی زاده...

سلام دوستان٬

وبلاگ دایی زاده سه سال و یک روزه شد!!!


چهارشنبه 3 بهمن ماه سال 1386
محسن نامجو و کلی سر و صدا...

سلام.

محسن نامجو
شاید پر سر و صدا ترین و خبر ساز ترین پدیده موسیقی ایران.

Mohsen-namjou-tehran-university


ترنج
از آلبوم ترنج
شعری تلفیقی از خواجوی کرمانی و حافظ شیرازی


گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم
گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی

گفتا تو از کجایی که آشفته می‌نمایی
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی

گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی

گفتا به دلربایی ما را چگونه دیدی
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کاو بنده‌پرور آید

سه شنبه 11 دی ماه سال 1386
کریسمس مبارک!

کریسمس مبارک!


دوشنبه 3 دی ماه سال 1386
ساده نبود گذشتن از تو برام

سلام.

ترانه ساده نبود از آلبومی با همین نام
با صدای حامی


ساده نبود گذشتن از تو برام
ساده نبود کوچ تو از لحظه هام
ساده نبود قصه ی بی تو بودن
ساده نبود هق هق شب گریه هام
چه ساده دل بریدی ، اشک منو ندیدی
خطی رو خاطرات قشنگمون کشیدی
اما به انتظار برگشتنت می مونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل می خونم
من بی تو و تو تنها از تو چی مونده برجا
جز مشتی خاطرات هم رنگ خواب و رویا
اما به انتظار برگشتنت می مونم
شب تا سحر به یادت غزل غزل می خونم


سه شنبه 27 آذر ماه سال 1386
Wish I Was Your Lover

سلام دوستان٬

ترانه ای زیبا با صدای Enrique Iglesias 
از آلبوم Insomniac
با نام Wish I Was Your Lover
در مورد آلبوم ۲۰۰۷ Enrique باید عرض کنم که یکی از بهترین کارهای Latin بود که تا بحال شنیدم.

Enrique Iglesias


You know I got this feeling that I just can't hide

I tried to tell you how I feel
I tried to tell you but I'm weak
Words don't come easily
When you get close I shiver
I watch you when you smile
I watch you when you cry
And I still don't understand
I can't find a way to tell you

I wish I was your lover
I wish that you were mine
Baby I've got this feeling
That I just can't hide

Don't try to run away
There's many things I wanna say
No matter how it ends
Just hold me when I tell you

I wish I was your lover
I wish that you were mine
Baby I got this feeling
That I just can't hide
[2x]

All I need is a miracle
Oh baby all I need is you
All I need is to love you girl
Oh baby all I need is you
Baby you

I wish I was your lover
I wish that you were mine
Baby I got this feeling
That I just can't hide
[3x]

Just wanna be your lover
Just wanna be the one
Let me be your lover
Let me be the one
Yeah


شنبه 10 آذر ماه سال 1386
نمی‌تونی ، نمی‌ذارم...

سلام.

نمی تونی
از آلبوم قشنگه
با صدای منصور


روزای سختی رو با تو گذروندم
بسه هرچی توی زندون تو موندم
تو منو بازی دادی دستتو خوندم
نمی‌تونی ، نمی‌ذارم ، نمی‌تونی ، نمی‌ذارم
نمی‌تونی ، نمی‌تونی بگی من چی کار کنم
نمی‌ذارم ، که بمونی بگی من چی کار کنم
نمی‌تونی ، نمی‌ذارم ، نمی‌تونی ، نمی‌ذارم

تو کی هستی که به من زور می‌گی
به چه حقی تو به من حرفای ناجور می‌گی
هیچی نیستی ، اصلاً از اولش هم چیزی نبودی
واسه این حرفا کوچیکی ، واسه اینجور کارا زودی
نمی‌تونی ، نمی‌ذارم ، نمی‌تونی ، نمی‌ذارم

نمی‌تونی ، نمی‌ذارم

نمی‌ترسم دیگه از تو ، نمی‌ترسم
نمی‌ترسم ، دیگه از ترس نمی‌میرم
دیگه آتیش نمی‌گیرم ، نمی‌تونی ، نمی‌ذارم
دیگه از ترس نمی‌میرم ، دیگه آتیش نمی‌گیرم
نمی‌تونی ، نمی‌ذارم ، نمی‌تونی ، نمی‌ذارم ( نمی‌ذارم )


دوشنبه 5 آذر ماه سال 1386
عجب غافل بودم من...

سلام.

ترانه ای از منوچهر سخائی که زمان خودش طرفدارهای زیادی داشته٬ تقدیم به جوانهای قدیم!
کلاغا

ترانه سرا نوذر پرنگ


غروبا که میشه روشن چراغا
میان از مدرسه خونه کلاغا
یاد حرفای اون روزت می افتم
که تا گفتی به جون و دل شنفتم

عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگه عاقل بودم من

یادت میاد به من گفتی چی کار کن
گفتی از مدرسه امروز فرار کن
فرار کردم من اون روز زنگ آخر
نرفتم مدرسه تا سال دیگر

عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگه عاقل بودم من

غروبه بر میگردن باز کلاغا
به یادم باز میاد اون کوچه باغا
هنوز تو اون کوچه رو اون اقاقی
دلی که کنده بودیم مونده باقی

عجب غافل بودم من
اسیر دل بودم من
اسیر دل نبودم
اگه عاقل بودم من

چهارشنبه 30 آبان ماه سال 1386
فال قهوه

سلام.

فال قهوه
ترانه سرا: نیلوفر لاری پور
با صدای شادمهر عقیلی


پی اسم تو میگشتم٬ ته یه فنجون خالی
دنبال یه طرح تازه٬ یه تبسم خیالی
فنجونای لب پریده٬ قهوه های نیمه خورده
من و عشقی که واسه٬ همیشه مرده
دل به عشق تو سپرده

فال تو رنگ فریب و گریه های عاشقونست
فال من طنین آخرین ترانست
رنگ قهوه ای چشمات رنگ خوابه
که تا شهر بینهایت منو برده
اونجا که آخر عشقه
اونجا که مرز سرابه

پی اسم تو میگشتم٬ ته یه فنجون خالی
دنبال یه طرح تازه٬ یه تبسم خیالی
فنجونای لب پریده٬ قهوه های نیمه خورده
من و عشقی که واسه٬ همیشه مرده
دل به عشق تو سپرده

فال تو رنگ فریب و گریه های عاشقونست
فال من طنین آخرین ترانست
رنگ قهوه ای چشمات رنگ خوابه
که تا شهر بینهایت منو برده
اونجا که آخر عشقه
اونجا که مرز سرابه


شنبه 26 آبان ماه سال 1386
چه خلاف سر زد ازما که در سرای بستی؟

سلام.

شعری از فروغی بسطامی


چه خلاف سر زد ازما که در سرای بستی؟
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی
سر شانه را شکستم به بهانه‌ی تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند دراز دستی
ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرحم نکند دلی که خستی
کسی از خرابه‌ی دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی
به قلمروی محبت در خانه‌ای نرفتی
که به پاکی‌اش نرفتی و به سختی‌اش نبستی
به کمال عجز گفتم: که به لب رسیده جانم
ز غرور ناز گفتی: که مگر هنوز هستی؟!
ز طواف کعبه بگذر، تو که حق نمی‌شناسی
به در کنشت منشین تو که بت نمی‌پرستی
تو که ترک سر نگفتی، ز پی‌اش چگونه رفتی؟
تو که نقد جان نداری، ز غمش چگونه رستی؟
اگرت هوای تاج است، ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی
مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی
مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی
که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی


چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386
Goodbye My Lover

سلام.

ترانه بسیار زیبای Goodbye My Lover از آلبوم سال ۲۰۰۵ James Blunt با نام back to bedlam

James Blunt


Did I disappoint you or let you down?s
Should I be feeling guilty or let the judges frown?s
'Cause I saw the end before we'd begun,s
Yes I saw you were blinded and I knew I had won.s
So I took what's mine by eternal right.s
Took your soul out into the night.s
It may be over but it won't stop there,s
I am here for you if you'd only care.s
You touched my heart you touched my soul.s
You changed my life and all my goals.s
And love is blind and that I knew when,s
My heart was blinded by you.s
I've kissed your lips and held your head.s
Shared your dreams and shared your bed.s
I know you well, I know your smell.s
I've been addicted to you.s

Goodbye my lover.s
Goodbye my friend.s
You have been the one.s
You have been the one for me.s

I am a dreamer but when I wake,s
You can't break my spirit - it's my dreams you take.s
And as you move on, remember me,s
Remember us and all we used to be
I've seen you cry, I've seen you smile.s
I've watched you sleeping for a while.s
I'd be the father of your child.s
I'd spend a lifetime with you.s
I know your fears and you know mine.s
We've had our doubts but now we're fine,s
And I love you, I swear that's true.s
I cannot live without you.s

Goodbye my lover.s
Goodbye my friend.s
You have been the one.s
You have been the one for me.s

And I still hold your hand in mine.s
In mine when I'm asleep.s
And I will bear my soul in time,s
When I'm kneeling at your feet.s
Goodbye my lover.s
Goodbye my friend.s
You have been the one.s
You have been the one for me.s
I'm so hollow, baby, I'm so hollow.s
I'm so, I'm so, I'm so hollow.s


شنبه 12 آبان ماه سال 1386
تسلیت درگذشت قیصر امین پور...

سلام.

مرد خسته بود٬ بیماری را بهانه کرد.

درگذشت قیصر امین پور شاعر نامی کشور را به جامعه هنری و خانواده گرامی ایشان تسلیت عرض میکنم.

قطعه شعری از آن مرحوم در ادامه آمده.


خسته‌ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظه‌های کاغذی را روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی، زندگیهای اداری
آفتاب زرد و غمگین، پله‌های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته، چشمهایی پینه‌بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری
صندلیهای خمیده، میزهای صف‌کشیده
خنده‌های لب پریده، گریه‌های اختیاری
عصر جدولهای خالی، پارکهای این حوالی
پرسه‌های بی‌خیالی، صندلیهای خماری
سرنوشت روزها را روی هم سنجاق کردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:
در ستون تسلیت‌ها نامی از ما یادگاری.

روحش شاد...